فوریه 11, 2009 - Leave a Response

راست گفتی..

دیگر در عمیق ترین سکوت زمین هم پچ پچی از دوستت دارمت را نمیتوانم شنید

زندگی

فوریه 9, 2009 - One Response

پر از دلهره های کوچک اول صبح

پ.ن: :(

بلوغ

فوریه 4, 2009 - One Response

درون پارچه ای میپیچم  و دفن میکنم

مینویسم برای دخترم..دخترانم..

دغدغه های چارده سالگی را

فوریه 3, 2009 - One Response

تاریخ انقضایشان رسیده است..

دیگر فحشها گره ای باز نمیکنند!

دردی دوا نمیکنند..

دلخوشی

ژانویه 28, 2009 - One Response

این شبهای تنهای پر از چایی..

ژانویه 24, 2009 - One Response

مثل ریاضیدانان مستعصل
هر روز به دنبال راهی
..
تا آن روز که
وجودمان برای هم اثبات شود

ژانویه 20, 2009 - One Response

فرصتی نمانده است،
امروز که در آبی آسمان پرواز میکنم
یا
جایی میان جیک جیک گنجشکها پنهان شده ام
همین حالا
که غرق قشنگترین لحظه های عاشقی ام
میتوانی شکلاتت را با دیگری تقسیم کنی..

ژانویه 12, 2009 - 5 Responses

خبر داری که این دنیا همه ش جنگه ؟

همه ش خونِ

همه ش رنگِ؟!

ژانویه 8, 2009 - Leave a Response

چشمهایت را بیهوده خسته میکنی

از آن زمستان که آدمیت  مُرد، سالها میگذرد

و دیگر هیچکس اشکی را به یادگار برنخواهد داشت

برای نجات دنیا

راهی جز گریه کردن بیاموز!

ژانویه 6, 2009 - One Response

گریه که میکنی

من همین چند خط سکوت را مینویسم

.

..

.

نقطه